سيد حسن مير جهانى طباطبائى
553
جنة العاصمة ( فارسي )
هنيئة : به معنى عادت در رفق و سكون . زلّة : به معناى افتادن و قدرت نداشتن بر دفع ظلم . و در روايت سيّد رحمه اللّه « ذلّة » به ذال است ، چنين روايت كرده « وا لهفتاه ! ليتني مت قبل ذلّتي و دون هنيتي » . عذيري اللّه منك عاديا و منك حاميا : « عذير » يعنى عاذر مانند سميع به معناى سامع يا به معناى عذر است . « منك » يعنى من أجل الإسائة إليك و إيذائك ، و « عذيرى » مبتدا و « اللّه » خبر اوست . « عاديا » به معناى تغييردهنده لحن كلام يا از عدوان به معناى تجاوز از حد است ، معنى چنين مىشود كه : خدا اقامه عذر كند از جانب من در بىادبىاى كه كردم در هر حالى . حماية : به معناى دفاع كردن است ، و محتمل كه كلمهء « عذير » منصوب باشد و « اللّه » مجرور به قسم باشد . ترجمه پس فاطمه صلوات اللّه عليها برگشت بسوى خانه و امير مؤمنان صلوات اللّه عليه انتظار برگشتن او را داشت ، چون در خانه قرار گرفت از روى مصلحت به آن حضرت خطاب كرد و گفت : اى پسر ابى طالب ! مانند طفل در رحم پردهنشين شدى ، و مثل شخص متّهم در كنج خانه پنهان شدهاى ، و بعد از آنكه شاه پرهاى بازهاى شكارى را درهم شكستى از پرهاى مرغان ضعيفى كه بال پرواز ندارند عاجز شدهاى و توانائى بر آنها ندارى . اينك پسر ابى قحافه به جبر و ستم عطاى پدر مرا و قوت و معيشت فرزندان مرا مىبرد ، و آشكارا با من دشمنى مىكند ، و به سختى با من در سخن گفتن جدال مىكند ، و كار من به جائى رسيده كه انصار مرا يارى نمىكنند ، و دوستى را با من قطع نمودند ، و ساير مردمان هم از من چشم پوشيدند ، نه دافعى دارم و نه مانعى ، با دلى پر از غيظ بيرون رفتم و با نهايت خارى برگشتم . صورت خودت را بىقدر نمودى در روزى كه قدر خود را